سلام
شاید شما برای اولین بار است که به وبلاگ من سر میزنید یا اینکه از دوستان قدیمی من باشید . به هر حال به شما دوست عزیز خوشامد می گویم .![]()
اگر قبلا مطالب من را خوانده اید حتما متوجه شده اید که نوشته های گذشته من تقریبا شامل مشکلات و غمهای من بود . گرفتاری هایی که هر انسانی کما بیش با آن دست به گریبان است . اما مدتی است که من تونسته ام مسبر زندگی ام را تغییر دهم . یک تغییر زیبا و لذت بخش. این تغییر برای من بسیار جالب و نشاط انگیز است و دوست دارم شما را هم در این شادی سهیم کنم . .لذا از این به بعد . به لطف خدا و عنایت معصومین (ع) واژه غم و اندوه را به کناری انداخته و از امید خوشبختی ، سرزندگی و عشق سخن خواهم گفت .
پس شما هم بیایید از همین الان شروع کنیم ... 1 ...2...3...
راستش همین الان که دارم این مطالب را مینویسم گرمای لذت بخش یک انرژی در تمام بدنم را احساس میکنم . کمی به عقب برگردیم همه چیز از یک دگرگونی در جهان بینی شروع شد . همان سوال معروف از کجا آمده ام ؟ و آمدنم بهر چه بود ؟ اما این بار با یک جواب متفاوت . قبلا وقتی به این سوال فکر میکردم ناخود آگاه یک احساس یاس و بی هویتی به من دست میداد . بعد هم کسالت و بی حالی . شاید برای شما هم پیش آمده باشد . اما اکنون پس از مدتی تفکر و مطالعه به این نتیجه رسیدم . این نتایج چیز جدیدی نیست . اما ایمان و اعتقاد کامل به آن برای من جدید بود . ممکن است هر کسی با زبان این جملات را بگوید اما نکته اصلی ایمان است و ایمان . نتایح من این چنین بود :
من یک انسانم . شریف ترین موجود هستی . کسی که هرچه در حهان است را برای اوخلق کرده اند . میدانید از کحا آمده ام ؟ از سرچشمه یک انرژی نامحدود و بی نظیر با یک قدرت که ماورای تصور است .یک نیرو ی عظیم . در کتابهای آسمانی هر کدام آنرا به نامی خوانده اند . شما میتوانید آنرا خدا یا الله بنامید . مهم این است که بدانید من از آنجا آمده ام . من جدا شده از آن نیرو هستم .البته در این باره که من کیستم بعدا توضیح بیشتری خواهم داد . اما اینکه آمدنم بهر چه بود ؟ خیلی ساده است بهر هرچه بود برای ناراحتی و غصه خوردن به اینجا نیامده ام هدف از آمدنم به تصور من تظاهر تمام نیروهای وجودی است که به صورت پتانسیل قوی در من گذاشته شده است . باید همه آنها بروز کند .باید خودش را به تمام هستی نشان دهد یا بهتر بگویم خودم را به تمام هستی نشان دهم . تا تمام کائنات بداند جانشین خدا بودن یعنی چه . تا بحال این قدر از کلمه خلیفه الله لذت نبرده بودم . از این کلمه احساس غرور می کنم . فکرش را بکنید کسی که برای خودش جانشینی در جایی تعیین میکند باید توانایی هایی از جنس او البته نه مانند او داشته باشد . و آن فرد مورد نظر من هستم . تعجب نکنید شما هم هستید . از الان من میتوانم خودم و شما را جانشین خدا روی زمین بنامم. همه با هم به این عنوان برخود ببالیم . یک نکته جالب را در آخرین کتاب خدا خواندم که گفته است همه چیز را در جهان مسخر انسان قرار دادیم . بیاید روی همین جمله کمی تامل کنیم . در جهان چیست که همه اش در تسخیر من و توست . آسمان ؟ ستارگان و سیارات ؟ تمام عظمت فضا ؟ یا روی زمین ؟ دریا ها ویا خشکی ها ؟ یا تمام ریز و درشت طبیعت و عالم هستی . از تشکیل دهنده های یک اتم گرفته تا فضای نا متناهی ؟ بله همه مال من است مال شماست نه تنها مال ماست بلکه در تسخیر ماست . حالا تصورش را بکنید کسی که این همه در تسخیر اوست باید چه توانایی هایی داشته باشد . چرا که این همه را با ید به کسی بدهند که شایستگی آنرا داشته باشد . حتما دانسته اید چه میخواهم بگویم . من صاحب ان همه توانییم . و شایستگی آنرا هم دارم که ملک هستی در اختیار من باشد .چون من یک جانشینم یک نماینده با اختیارات خاص.
برای آنکه با نوع و میزان توانایی هایم آشنا شوم به برخی کارهای هم نوعانم اندیشیدم . کسانی که مانند من از چند ملیارد سلول ساخته شده اند و اندامی مثل من دارند . یعنی انسان . انسان با مدد از توانایی هایش هسته سلول را شکافت و انرشی آنرا آزاد کرد . انسان به فضا رفت و هنوزهم در آنجا مشغول اکتشاف است . همین انسان به زیر دریاها و اقیانوسها میرود . در آسمان به پرواز در می آید و ظرف مدت کوتاهی به آن سوی کره زمین سفر میکند . همین کامپیوتری که جلو من و شماست ماحصل اندیشه انسان است . مسلما سازنده آن از خودش پیچیده تر است . مغز انسان را میگویم . و هزاران دست ساخته های انسان که این توانایی عقلی هنوز هم در حال حرکت است و از حرکت باز نمی ایستد . همه انها تنها یک بعد توانایی انسان است . بعد دیگران آن ، توانایی هایی است که فرا ماده و مافوق قوانین علمی است . شما هم مثل من از کارهای خارق العاده انسان های مرتاض شنیده اید . . من در اینجا به مذهب آنها کاری ندارم آنچه برای من مهم است این است که آنها توانایی های دیگر انسان را نمایان میکنند . یکی با اشاره انگشت ابرها را ÷اره می کند دیگری با تمرکز خود قطار در حال حرکت را متوقف می کند . یکی مدتها بدون آب و غذا در زیر خاک یا در آب میماند و کارهایی از این قبیل بدون آن که سحر و جادو به کار برده باشد . او هم انسان است چیزی فرا تر از انسان نیست . می خواهم یک گام بالا تر برویم و به بعد دیگر توانمندی انسان بپردازم . قدرت مکاشفه .طی الارض .دیدن تصاویر پشت پرده ، آگاهی از افکار دیگران ، آگاهی از هر جای کره زمین که بخواهد در حالی که در کنار شما نشسته است ، کارهایی از این قبیل که البته فراتر از مرتاضان است را همین انسان انجام میدهد .همین انسان دو پا با همین ترکیبات مانند من و تو . من اندیشیدم و باز هم از این بالا تر رفتم دیدم قدرت انسان توانایی های فراتر از اینها را هم دارد . کارهایی که از همین انسان در تاریخ دیده شده . بله .یک گام بالا تر برویم . ناگزیرم در اینجا از انسانهایی هم نام ببرم : شفا دادن کور مادرزاد ، زنده کردن مردگان توسط حضرت عیسی . یا امامان معصوم شیعه . شاید بگویید اینها معجزه است . درست است اما باز هم به دست انسان رخ داد هرچند به اذن خالق او بود . اما باز این انسان است که این توانایی را بروز میدهد . چندی پیش کتابی راجع به شخصی به نام شیخ جعفر مجتهدی میخواندم پیشنهاد میکنم شما هم این کتاب را که نوشته آقای مجاهدی است مطالعه کنید . توانایی های او را ببینید . ب هر انسانی به زبان خود او سخن می گفت هر جای کره زمین که باشد . بیمار سرطانی را با یک یا علی شفا داد در جایی دعای باران خوند و بعد از سالها خشکسالی سیل به راه افتاد . و از این قبیل . بهتر است خودتان بخوانید . آری او هم انسان بود . اینکه توانایی هایش را چگونه به دست آورده البته مهم است اما مورد بحث من نیست . برای من فعلا خود توانایی است تا بدانیم . ما چه شایستگی ها یی داریم و چه قدرت بی کرانی در ما نهان شده است . نمی خواهم بگویم ما ثل آنها میشویم یا نه هدف من در اینجا بشتر شناخت ظرفیت انسانی خودمان است . امیدوارم توانسته باشم در این مجمل منظورم را رسانده باشم .
این مبحث را ادامه خواهم داد ![]()

